X
تبلیغات
دکتر وقردوست
دوشنبه 13 دی‌ماه سال 1389 @ 11:02 ق.ظ

جک لری

 لره رو تشویقی میفرستن حج. میره مکه برعکس همه طواف میکنه. بهش میگن چرا برعکس طواف میکنی؟ میگه شما از اون ور دنبالش کنین، من از این ور میگیرمش

 

 لره به یه دختری میگه اسمت چیه!
دختره خودشو لوس میکنه میگه:عطر گل یاس اسمم ثریاست!!!!!
یارو هم میاد کم نیاره میگه: گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه!!!
ادامه مطلب ...
دوشنبه 13 دی‌ماه سال 1389 @ 10:57 ق.ظ

جک آقای خوش غیرت

مام جمعه رشت میگه مردم انتخابات خیلی مهمه نباید مثل مسائل ناموسی به راحتی از کنارش رد بشید

  • رشتی ها به چراغ خواب میگن شاهد ماجرا

  • سر جاده شمال نوشته “از غیرت خود بکاهید

  • رشتی نویسنده بوده آخرکتابش می نویسه تقدیم به پدرم که دوست بابام بود

  • ادامه مطلب ...
    پنج‌شنبه 9 دی‌ماه سال 1389 @ 09:18 ب.ظ

    ۹۲ جک باحال



     

    92 جک باحال!

    -1دو نفر در طول مهمانی کنار هم نشسته بودند و یک کلمه هم با هم حرف نزدند. پس از دو ساعت یکی از آنها به دیگری گفت: پیشنهاد می‏کنم حالا در مورد موضوع دیگری سکوت کنیم!


    -2 به غضنفر گفتند: ۱۷ شهریور چه روزیه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!


    -3 غضنفر دو تا بلوک سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاحب‌کارش بهش میگه: تو که فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو کولت؟! غضنفر میگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذیت می‌کرد!


    -4 اصفهانیه موز می‌خوره معده‌اش تعجب می کنه !


    -5 بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن میمیره، علی میره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه می‌گه: هر کلمه هزار تومان، برای تاریخ و امضا هم پول نمی‌گیریم. علی می‌گه بنویس: بهمن تیر خرداد مرداد !

    ادامه مطلب ...
    پنج‌شنبه 9 دی‌ماه سال 1389 @ 01:32 ب.ظ

    جک

    مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسن

    به لره میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته

    نبرد رستم و لر:
    چنانت بکوبم به گرز گران که دیگر نیایی به مازندران
    پاسخ لره : چنان ایزنم بر سرت با بلوک که ترتر برینی به گور بووت !!!

    حافظ و دختر لر
    گفتم: غم تو دارم
    گفتا : سی چی برارم
    گفتم: که ماه من شو
    گفتا: بووات درارم!
    گفتم زمهر ورزی ، رسم وفا بیاموز
    گفتا: به لنگ کفشی چشاتِ در میارم


    لره زنش رو (ببخشین) می فروخته؛ میگن چرا این کارو می کنی : میگه سی پول
    میگن : پول واسه چی می خوای ؟ میگه: برا تفنگ خریدن.
    میگن تفنگ واسه چی؟ میگه سی جنگ با دشمن
    میگن : جنگ برای چی؟ میگه : سی ناموسم

    به لره میگن: با بید جمله بساز. میگه: در خانه ما یک بید بید! میگن: اون بید نیست، بوده. میگه: آهان باشه، در خانه ما یک بود بید